السيد علي الحسيني الميلاني

47

نقش شورا در امامت (فارسى)

شود كه چرا و چگونه سخن از شورا ، در سال 23 توسط عمر مطرح گرديد . اين روايت طولانى است و به دقّت و تأمّل بيشترى نياز دارد . بخارى چنين مىگويد : عبدالعزيز بن عبداللَّه براى ما از ابراهيم بن سعد ، از صالح ، از ابن شهاب زهرى ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عتبة بن مسعود ، روايت مىكند كه ابن عبّاس گويد : من به گروهى از مهاجران كه عبدالرحمان بن عوف نيز در ميان آن‌ها بود قرآن مىآموختم . آن زمان در منا و در خانه عبدالرحمان ساكن بودم . عبدالرحمان همراه عمر بن خطاب بود و اين ماجرا در سال 23 هجرى و در ايام آخرين حجِ عمر اتفاق افتاد . هنگامى كه عبدالرحمان به نزد من بازگشت گفت : امروز مردى به نزد اميرالمؤمنين ( عمر ) آمد و گفت : اى اميرالمؤمنين ! آيا مىدانى كه فلانى گفته است كه « اگر عمر بميرد به يقين با فلانى بيعت مىكنم . به خدا سوگند كه بيعت با ابوبكر به صورت ناگهانى انجام شد كه فرصت ( بيعت با امير مؤمنان على عليه السلام ) را از ما گرفت . پس اگر عمر بميرد ( از فرصت استفاده مىكنيم ) و با فلانى ( على عليه السلام ) بيعت مىنماييم » . « 1 » عمر از اين سخن خشمناك شد و گفت : ان شاء اللَّه همين امشب براى مردم سخنرانى خواهم كرد و آن‌ها را از كسانى كه قصد دارند حق

--> ( 1 ) . گفتنى است كه در متن عربى اين روايت واژه « فَلته » يا فُلته » آمده است . براى آگاهى بيشتر دربارهء معناى اين واژه به كتاب شرح منهاج الكرامه : 2 / 370 - 372 از همين نگارنده رجوع شود .